اولین پست...

باسلام واحترام فراوان خدمت همشهریان عزیز و گرامی.، این وبلاگ با هدف ارائه موضوعات ِ اجتماعی،سیاسی،فرهنگی ، پژوهشی  راه اندازی گردیده است . امید است فارغ از هرگونه تعصبات و گرایش های سیاسی گامی هرچند کوچک در جهت خدمت به جامعه برداشته شود. خواهشمند است با بیان دیدگاه ها،نظرات،انتقادات و پیشنهادات سازنده خود در پربارتر شدن این وبلاگ  نویسنده را یاری فرمائید.شما میتوانید نظرات و مطالبتون رو به طور مستقیم با آقای دکتر و با نویسنده وبلاگ در میان بگذارید.امبدواریم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید.منتظر نظرات شما عزیزان هستیم.

دکتر محمد بخشوده:bakhshoodeh40@yahoo.com

نویسنده وبلاگ:sadeghrezazadeh75@yahoo.com

پروفایل مدیر وبلاگ!!!....

باسلام.وقت بخیر خسته نباشید.خوب هستید؟آقای دکتر جدیدا پروفایل خودشون رو بروزرسانی کردند.خیلی جالبه امیدوارم خوشتون بیاد در بخش پروفایل مدیر وبلاگ.

همچنان به دنبال پاسخ ...

همچنان به دنبال پاسخ ...( این مطلب در دیماه سال 1389 نوشته شد و در شماره 326 بابک زمین به چاپ رسید ولی هرگز پاسخی در یافت نشد.)

علیرغم اتفاق نظر اعضای شورای اسلامی شهر مبنی بر پیگیری حل معضل بسته بودن ورودی شرقی شهر و مشکلات ده کیلومتر جاده ترانزیتی شمال شهر، متاسفانه تلاش و کوشش بعضی از مسئولین و مقامات ذیربط مبنی بر جلوگیری از احداث میدان در ورودی شرقی شهر به ثمر نشست و با قاطعیت حرف خود را که به وضوح بر خلاف اراده و خواست شهروندان بود به کرسی نشاندند. این سوال در ذهن بنده و احتمالاً بسیاری دیگر از شهروندان همچنان بدون پاسخ مانده که منافع چه کسانی با احداث این میدان به خطر می افتد که با تمام قوا در مقابل آن ایستادگی می شود؟ آیا بهتر و زیبنده تر نبود آنانکه انرژی و تلاش خود را جهت جلوگیری از اجرای این پروژه به کار گرفتند به جای بی توجهی به خواسته به حق مردم، صرف حل مشکل آنان می نمودند؟ آیا رسالت و ماموریت آنها حل مشکل شهروندان یا افزودن باری بر مشکلات آنان می باشد؟ آیا این موضوع که مسافران شهربابکی علیرغم تهیه بلیط در بسیاری مواقع به دلیل اینکه اتوبوس به واسطه بسته بودن ورودی وارد ترمینال نمی شود مجبور می شوند از عرض پر خطر جاده عبور کرده و سوار اتوبوس شوند شرم آور و جای تاسف نیست؟ آیا افرادی که در مقابل خواست عمومی مردم مانع ایجاد می کنند تا کنون با خود اندیشیده اند که مسئولیت خسارتهای مالی و جانی تحمیل شده بر مردم به واسطه تصادفات در این محل بر عهده چه کسی است؟ اگر باز هم دلیل ناموجه و تکراری ممنوعیت احداث میدان در جاده ترانزیتی پاسخ این ابهامات باشد بایستی گفت  که چرا درست در همین چند ماه اخیر در مسافتی کمتر از 30 کیلو متر در مسیر جاده یزد تا اشکذر حد اقل سه میدان احداث گردیده است؟ آیا جز این است که در آنجا به خواست، اراده و افکار عمومی احترام گذاشته می شود و جان و مال انسانها برایشان اهمیت دارد ولی در اینجا نه تنها به خواست مردم و به جان و مالشان احترام گذاشته نمی شود بلکه بر خلاف آن نیز حرکت می شود. در پایان یادآور می شود که اینجانب همانند هزاران نفر دیگر از همشهریان محترم همچنان در انتظار پاسخ قانع کننده از سوی مسئولان به خصوص فرماندار محترم  می باشیم زیرا با آمدن وی بارقه امیدی در دل اینجانب و بسیاری از مردم شهر ایجاد گردیده بود که با انتصاب یک فرد بومی و رنج کشیده در راس حاکمیت شهرستان بسیاری از مشکلات عدیده شهر از جمله مشکل جاده ترانزیتی حل خواهد شد. ولی متاسفانه امروز شاهد هستیم که ایشان نیز در حل مشکل بزرگ نه تنها شورا را یاری ننمودند بلکه با قاطعیت در جلسه مشترک اعضای شورای شهر با ایشان، اعلام نمودند که " این موضوع هیچ ربطی به شورا ندارد". در حالیکه در اولین جلسه اعضای شورای شهر با وی در بدو انتصاب به این سمت، موضوع اصلی مطرح شده با او همین دغدغه جاده ترانزیتی بود. 

"طنز"

"تلخند"

 سرگذشت لیوان یک  بار مصرف

هنگامیکه بعد از مدتها انتظار و جابه جایی از انبارها، بالاخره فردی مرا از مغازه خرید از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم. زیرا فکر می کردم که برای بنده لیوان هم فرصتی مهیا شده تا به همشهریانم خدمتی هر چند کوچک ارائه دهم. در میان شادمانی یک لحظه به خاطرم رسید که آیا قرار است از من در مراسم شادی استفاده شود یا غم؟ راستش را بخواهید دلم می خواست که در مراسم شادی از من استفاده شود.کم کم از سرو صدای اطرافیان متوجه شدم که خوشبختانه در مراسم شادی در خدمت خواهم بود.

بی صبرانه منتظر لحظه ی خدمت رسانی بودم  که دیری نپایید آنهم محقق شد. من به همراه جمع دیگری از همکارانم در صف خدمت رسانی قرار گرفتیم. در اینجا البته کمی بد شانسی نصیبم شد زیرا من در ته صف قرار گرفته بودم و تعدادی لیوان بر سر من سوار گردیده بود. با این همه علیرغم سنگینی آن همه لیوان بر دوش خود همچنان خوشحال بودم که آرزوی دیرینه ام در حال تحقق است. سرانجام نوبت به من رسید و لحظه ای که قطرات سرد وشیرین شربت درون من ریخته شد آنقدر خوشحال بودم که در یک لحظه با فشار دست میزبان نزدیک بود از آن همه شادی چاک بردارم.خیلی ترسیده بودم چون در آن صورت علاوه بر اینکه فرصت خدمت رسانی از من سلب می شد به واسطه خیس کردن لباس گیرنده، مورد بغض هم قرار می گرفتم و به گوشه ای پرت می شدم که خوشبختانه به خیر گذشت  و مرا به دست صاحب یک دستگاه خورو که به همین منظور توقف کرده بود و به نظر خیلی با کلاس می رسید تعارف نمودند. قرار گرفتن در دست این فرد ظاهراً با کلاس به شادیهایم افزود زیرا فکر می کردم که مالک خودرو بعد از نوش جان شربت درون من، مرا در جایی در اتومبیل خود نگهداری می کند تا سر انجام در منزل در سطل زباله قرار دهد.

همچنان در افکار خود غرق بودم و به منزل او می اندیشیدم و از اینکه می توانستم افتخار حضور در منزل وی را به دست آورم خوشحالیم دوچندان گردیده بودکه ناگهان مانند صاعقه از شیشه اتومبیل به روی آسفالت خیابان پرت گردیدم. لحظاتی از هوش رفتم و به محض اینکه به هوش آمدم صدای خرد شدن استخوانهایم را در زیر چرخ اتومبیلها حس کردم. در دقایقی که هنوز نیمه جانی داشتم نگاهی به اطراف نمودم دیدم تعداد زیادی از همکارانم به سرنوشت من دچار گردیده اند و بقایای آنها آسفالت خیابان را به فضای بسیار نامطلوب و نازیبا تبدیل نموده وکسی هم به فکر ما نیست.

بعد از مدت زمانی که دیگر استخوانهای ما پودر شده بود کارگران زحمتکش شهرداری از راه رسیدند و بقایای من و همکارانم را با  زحمت زیاد جمع آوری و در سطل زباله ریختند.پس از آرامش در آرامگاه ابدی آرزوی من این بود که دیگر هیچوقت لیوان متولد نشوم تا عاملی برای کثیف کردن شهرم نباشم.

تفرقه بینداز و حکومت کن

تفرقه بینداز و حکومت کن

شعار "تفرقه بینداز و حکومت کن" شاید در اذهان اینگونه تداعی شود که این شعار فقط به استراتژی انگلیسیها  جهت استثمار و استعمار کشورها خلاصه می گردد. اما با کمال تاسف باید اذعان نمود که افراد قدرت طلب و فرصت طلب  در سطح شهرها ی کوچک نیز از اِعمال این استراتژی مستثنی نبوده و نمونه های فراوانی وجود دارد که این قبیل افراد تنها و تنها با این حربه توانسته اند جایی برای خود دست وپا کنند و بر گُرده ی مردم سوار شوند. در همین رابطه در شهر ما نیز همواره عده ای از افراد که فاقد هر گونه مقبولیت و جایگاه اجتماعی  بوده اند برای تامین منافع خود با دامن زدن به اختلافات محلی و قبیله ای سعی می کنند با طرح مسائل تفرقه انگیز خود را سخنگو و مدافع یک گروه و نقطه مقابل گروه دیگر جا زده و بدین طریق از نردبان اختلافات این چنینی بالا رفته و در نهایت نه تنها هیچ مشکلی را از مردم حل نمی کنند بلکه با عملکرد سوء خود همواره گره مشکلات شهر را پیچیده تر  نموده و بر مشکلات افزوده اند.

مروری بر حوادث چند ساله اخیر نمایانگر از دست دادن فرصتهای طلایی می باشد. فرصتهایی که اگر نبود اختلافات و در گیریهای به اصطلاح "پایین" و " بالا"، " چپ" و " راست"، اصولگرا و " اصلاح طلب" و ... ، می شد در سایه اتحاد و همدلی خیلی از مشکلات شهر را حل و موجبات پیشرفت و شکوفایی شهر را فراهم نمود . همانگونه که بعضی از شهرهای همجوار از فرصتها به نحو احسن استفاده کرده و در فاصله ی زمانی کوتاهی گوی سبقت را از ما ربودند. حال این سوال مطرح می شود در شرایطی که به حق شعار اتحاد تمامی مسلمین جهان سر داده ایم و از سوی دیگر بحث دهکده جهانی مطرح می باشد آیا با وجود داشتن مشترکات فراوان صِرف قرار گرفتن منزل فردی در یک محله خاص و یا اختلاف سلیقه های اجتماعی و سیاسی می تواند ملاک قضاوت و ارزیابی فرد قرار گیرد؟ در پاسخ باید گفت پشت صحنه ی این اختلافات افرادی هستند که رمز موفقیت آنان در گرو دامن زدن به اختلافات است و ازآنجا که هیچ هنر و توانمندی در وجودشان نیست، اتحاد و یکپارچگی جامعه سبب طرد آنها و قطع منافع آنان خواهد شد. پس همشهریان عزیز بیایید آیه زیبای " و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا" را سرلوحه کارمان قرار دهیم و برای سعادت و پیشرفت شهرمان به اختلافات دامن نزنیم، اختلاف افکنان را طرد، و بدانیم رمز پیشرفت هر جامعه ای در گرو وحدت و اتحاد آنان بوده است و هیچ ملتی با تفرقه و اختلاف نتوانسته است قله های موفقیت را طی نماید.

محمد بخشوده

تشریفات زائد!!..

تشریفات زائد

علیرغم اینکه گفته می شود وضعیت اقتصادی مردم روز به روز ضعیفتر می شود،خوشبختانه تعداد افرادی که به قصد زیارت به کشورهای مختلف سفر میکنند روز به روز افزونتر می شود، اما نکته حائز اهمیت و توجه، هزینه های گزافی است که هنگام ورود زائر به او یا وابستگان او تحمیل می شود که در بعضی موارد حتی بیشتر از هزینه ها ی سفر می باشد و دامنه این مخارج وهزینه ها متاسفانه در بعضی موارد تحت تاثیر چشم هم چشمیها بیشتر نیز می شود. این هزینه ها معمولاً از بدو ورود زائر با خرید انواع گلها، قربانی نمودن تعدادی گاو، شتر، گوسفند و ...، نصب انواع و اقسام پارچه های رنگارنگ به نقل از اقوام، وابستگان، آشنایان و حتی کودکانی که هنوز قادر به سخن گفتن نیستند شروع می شود  و با انواع و اقسام مهمانیها به افراد سرشناس ( نه فقیر و مستحق) ادامه می یابد. حال این سوال باقی می ماند که آیا از کسانیکه به قصد قربت، خودسازی و تزکیه نفس به زیارت می روند انتظار نمی رود که از آثار روانی ناشی از این مخارج گزاف و تشریفات زائد بر روی جامعه جلوگیری نمایند؟

اشاره به چند مورد از عوارض سوء، شاید خالی از لطف نباشد:

1-    عمده این تشریفات به خصوص نصب پارچه های رنگارنگ علاوه بر ایجاد مزاحمت برای همسایگان مصداق بارز اسراف و تبذیر است.

2-    تفاوت در تعداد پارچه های نصب شده بر در و دیوار زائرین مختلف نمایانگر فاصله طبقاتی افراد می باشد که اثر روحی، روانی آن بر روی خانواده ای که پارچه کمتری نصب شده انکار ناپذیر است مگر اینکه زائر و خانواده وی بر لزوم خودداری از نصب پارچه تاکید کرده باشند.

اگر فرض را بر این بگذاریم که هزینه این تشریفات برای هر فرد 500000 تومان باشد و اگر در سال فقط هزار نفر به زیارت بروند هزینه این تشریفات در مجموع معادل پانصد میلیون تومان در سال می شود که با این مبلغ می توان مشکلات چندین خانواده بی بضاعت، بیماران مستمند و دختران بدون جهیزیه را حل نمود. البته اگر این مخارج به موسسات عام المنفعه تخصیص یابد. به امید آن روز

محمد بخشوده

معلمین محترم کدام شیوه؟ انتقال معلومات یا ایجاد مجهولات؟

معلمین محترم کدام شیوه؟ انتقال معلومات یا ایجاد مجهولات؟

شیوه های مختلف تدریس همواره یکی از اصول مهم و بحث انگیز  در بین صاحب نظران تعلیم وتربیت بوده است اما آنچه مورد توافق آنان بوده این موضوع  است که شیوه ا ی در یادگیری موثر می باشد که دانش آموز را وادار به تفکر نموده و او را در امر یادگیری فعال و درگیر نماید.حال با توجه به این اصل مسلم و مورد توافق، ممکن است این سوال به ذهن برسد که کدام شیوه دانش آموز را فعال، درگیر و وادار به تفکر می نماید؟ به چه طریق می توان دانش آموز را در کلاس فعال نگه داشت؟چگونه می توان فکر دانش آموز را تقویت نمود نه حافظه ی او را؟ چه تدبیری باید اندیشد تا نه تنها کلاس برای دانش آموز خسته کننده نباشد بلکه بسیار جذاب و لذت بخش باشد؟

در پاسخ به سوالات فوق می توان گفت که اگر معلم به جای انتقال معلومات و اطلاعات به ذهن دانش آموزان، ایجاد کننده سوال و مجهول در ذهن آنان باشد رسیدن به اهداف ذکر شده دور از انتظار نخواهد بود. به عبارت دیگر تا زمانی که معلم در کلاس درس گوینده و  دانش آموز صِرفاً شنونده  باشد نباید  از دانش آموزان انتظار یادگیری داشت بلکه یادگیری زمانی حاصل خواهد شد که فکر دانش آموز به کار گرفته شود و به کار گیری فکر دانش آموز نیز جز از طریق ایجاد سوال و مجهول در ذهن او میسر نمی باشد. بنابراین به طور خلاصه  می توان وظیفه معلم را ایجاد سوال و مجهول و وظیفه ی دانش آموزان را تلاش وجدیت در حل مجهول و رسیدن به پاسخ صحیح با کمک و راهنمایی معلم دانست.

محمد بخشوده

وقت طلا نیست!!

وقت طلا نیست!!

ضربالمثل معروفی در فرهنگ ما رایج است که اهمیت توجه به وقت وزمان را با این گفته که " وقت طلاست" به مردم گوشزد می نماید.اما در حقیقت می توان صحت این ضرب المثل را زیر سوال برد.زیرا طلا را هرچند با قیمت بالا می توان خریددر حالیکه با هیچ قیمتی نمی توان فرصت از دست رفته را خریداری نمود.بنابراین به شهروندان و به خصوص دانش آموزان توصیه می شود که قدر و ارزش زمان را بدانند و نگذارند وقت ارزشمندشان به بطالت سپری شود. با توجه به ارزش زمان این سوال مطرح می شود که بهترین شیوه استفاده از زمان چگونه است؟ در جواب باید گفت مناسبترین شیوه استفاده از زمان داشتن برنامه می باشد.به عبارت دیگر فردی می تواند پله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی نماید که اوقات شبانه روزی خود را تقسیم بندی نموده وبداند هر لحظه و هر ساعت از وقت خود را صرف چه کاری نماید. اما صِرف تقسیم زمان کافی نیست بلکه از این مهمتر مقید بودن فرد به اجرای برنامه است که می تواند وی را به سوی موفقیت  رهنمون سازد.

محمد بخشوده

ورزش ذهن

ورزش ذهن

بر کسی پوشیده نیست همانگونه که بدن انسان قابلیتهای فراوانی داردفکر و ذهن انسانها هم از قدرت و قابلیتهای به مراتب بالاتری برخوردار است.بارها در مسابقات ورزشی مشاهده کردهایم که ورزشکاران دچار صدمات و آسیبهای سختی می شوند به گونه ایکه بیننده فکر می کنداین ورزشکار باید حداقل تا مدت طولانی در بیمارستان بستری شود اما بر خلاف تصور، لحظاتی بعد ورزشکار سلامتی خود را باز یافته و به بازی بر می گردد. بدیهی است که دلیل این امر را همه مردم آمادگی جسمانی وی و تمرینات ورزشی او تلقی می کنند. سوال این است که آیا همانگونه که بدن برای رسیدن به قابلیتهای خود نیاز به ورزش دارد ذهن انسان بی نیاز از ورزش و تمرین است؟ اگر جواب منفی است شیوه ی ورزش و آمادگی ذهن به چه طریق است؟ در پاسخ باید گفت که تمرین و ورزشِ ذهن انسانها مطالعه می باشد. یعنی فرد هر چه بیشتر مطالعه کند به همان میزان قوه ی تفکر و خلاقیت او رشد می کند و به همان اندازه نیز به مطالعه بیشتر علاقمند می شود. بنا براین به دانش آموزان و دانشجویان توصیه می شود که مطالعه و درس خواندن آنها نبایستی صِرفا محدود به کتب درس ایشان گشته بلکه اگر خواهان رشد و ترقی هستند باید انواع کتب،مجلات، روزنامه ها و... را مطالعه کنند و بدانند که مطالعه کتب غیر درسی و ... نه تنها به درس آنها لطمه نمی زند بلکه منجر به رشد ذهن و فکر افراد می شود و در نتیجه به راحتی از عهده کتب درسی خود بر می آیند.

محمد بخشوده

بیست هدف نیست

بیست هدف نیست

آنچه از سیستم سنتی تعلیم و تربیت به ما ارث رسیده توجه زیاد اولیاء، دانش آموزان و معلمین به کسب نمره بیست بوده وآنچه متاسفانه مورد غفلت قرار گرفته امر مهم یادگیری بوده است. به عبارت دیگر ملاک قضاوت اولیاء و مربیان در مورد دانش آموزان تعداد نمرات بیست آنان می باشد نه میزان یادگیری و تغییر رفتار آنها. نتیجه این قضاوت توجه بیش از حد دانش آموزان به حفظ مطالب و نگرانی و اضطرابِ دریافت نمره بیست بوده و در نتیجه ی حساسیت زیاد برای این امر ، اولیاء و حتی خود دانش آموزان تاب تحمل حتی نیم نمره پایین تر از بیست را نداشته و برای رسیدن به این هدف متحمل رنجها و اضطرابهای گوناگون می گردند. بنا براین سوال اساسی این است که آیا هدف از تعلیم و تربیت کسب و افزایش تعداد نمرات بیست است یا هدف از آن تربیت انسانهای عالِم، متعهد و مقید به ارزشهای جامعه و خدمتگزاری به مردم است؟ اگر هدف دوم صحیح است پس باید به جای حساسیت بیش از حد بر روی نمره فرزندانمان ، بر روی یادگیری و تغییر رفتار آنها حساس باشیم و به جای اینکه بچه هایمان را به خاطر کم شدن نیم، یک یا دو نمره مورد سرزنش قرار دهیم آموخته های آنان را مورد تشویق قرار دهیم تا از این طریق هم اضطراب فرزندانمان جلوگیری کرده باشیم و هم با تشویق نقاط مثبتِ رفتار آنها، اعتماد به نفس را در آنان تقویت نموده تا بتوانند علاوه بر افزایش توانمندی خود در خدمت جامعه نیز باشند.

محمد بخشوده 

رمز موفقیت...

رمز موفقیت

در اینکه همه افراد جامعه به دنبال کسب موفقیت هستند شکی نیست.اما چگونگی رسیدن به موفقیت مسئله ای بحث برا نگیز است. عدهای رمز موفقیت را تلاش، جدیت و پشتکار می دانند.عده ای برنامه ریزیو تلاش در جهت اجرای برنامه را لازمه موفقیت می دانند وبرخی دیگر نیز بر این تصورند که عوامل متعددی از جمله برنامه ریزی، نگرش مثبت، پشتکار و اعتماد به نفس در کسب موفقیت  موثرند.

می توان با قاطعیت ادعا نمود گر چه همه عوامل فوق در کمک به شخص جهت رسیدن به موفقیت تاثیر دارند اما اولین و مهمترین عامل در کسب موفقیت تعیین هدف می باشد و این بدان معناست که چنانچه هدف و مقصد شخص مشخص نباشد تمامی تلاشها و کوششهای وی ممکن است به جایی نرسد. زیرا اگر تلاشها در چهت و مسیر مشخص و از قبل تعیین شده نباشد نه تنها فرد را در جهت رسیدن به خواسته هایش رهنمون نمی سازد بلکه بعضا ممکن است وی را از مقصد اصلی حتی دورتر نماید.

اگر هدف مشخص نباشد برنامه ریزی جه معنی دارد؟تلاش و کوشش در چه زمینه ای؟حرکت در کدام مسیر؟خواندن چه کتابهایی؟تسلط در جه مهارتی؟ انتخاب چه رشتهای؟

در صورتی می توان پاسخ واضح و روشنی به سوالات فوق داد که هدف فرد مشخص باشد.لذا تعیین هدف اولین و مهمترین گام در جهت کسب موفقیت است. البته تعیین هدف تابع شرایط و ویژگیهایی است. یعنی اهداف باید روشن، واضح و به صورت جزیی بیان شده باشندو مکتوب و در معرض دائمی دید فرد باشند.متاسفانه باید اذعان نمود  که در بیشتر موارد وقتی از افراد در مورد هدفشان سوال میشود اکثریت قریب به اتفاق آنان یا هدفشان مشخص نیست و یا به شکل مبهم و کلی بیان می شود. مثلا در پاسخ به این سوال که چرا درس می خوانی اکثرا به این پاسخ کلی اکتفا می کنند که" به دلیل اینکه کسب علم و دانش خوب است" در حالی که این پاسخ بسیار کلی و مبهم می باشد و بدان معناست که فرد هنوز نمی داند در آینده میخواهد به چه مرحله علمی برسد، در چه رشته ای فارغ التحصیل شود و چه شغلی را انتخاب کند. وقتی که این موارد برای او روشن نباشد تلاشهای وی نیز ممکن است در جهت اهدافش نباشد. می توان چنین نتیجه گیری کرد که لازمه رسیدن به موفقیت در درجه اول تعیین اهداف به طور روشن، شفاف و مکتوب و سپس برنامه ریزی یعنی تعیین ابزارها و شیوه های رسیدن به هدف و در نهایت تلاش و کوشش و تعهد به اجرای برنامه می باشد.

دکتر محمد بخشوده

زندگی برای درس خواندن یا درس خواندن برای زندگی؟؟؟!!!

زندگی برای درس خواندن یا درس خواندن برای زندگی؟!

تعداد زیادی از دانش آموزان دوره های مختلف تحصیلی اعم از متوسطه، راهنمایی و حتی ابتدایی تحت تاثیر القائات بعضی از مدیران  و والدین، خود را به طور تقریبا تمام وقت در خانه زندانی نموده و به اصطلاح درس می خوانند. این گروه از دانش آموزان تمام فعالیتها از جمله تفریح و سرگرمی، بازی و ورزش، مهمانی و گردش را تعطیل می کنند.میزان خواب معمول و مورد نیاز بدن را به شدت کاهش می دهند و فقط و فقط درس می خوانند. در مقابل گروهی دیگر از دانش آموزان با برنامه ریزی صجیح تمام فعالیتهای زندگی را انجام می دهند. یعنی به موقع می خوابند، به موقع تفریح و مهمانی می روند و ورزش، سرگرمی و تماشای برنامه های مورد علاقه را فراموش نمی کنند.به عبارت دیگر این گروه از دانش آموزان بدون افراط و تفریط هم درس می خوانند و هم از زندگی لذت می برند.دراینجا این سوال مطرح می شود که کدام گروه از دانش آموزان موفق ترند و قدرت یادگیری بیشتری دارند؟ در پاسخ باید گفت گروه اول گر چه ممکن است با سختی و تحمل مشکلات از عهده قبولی در کنکور نمونه دولتی ، استعدادهای درخشان و دانشگاه بر آیند اما قطعا نمی توانند انسانهای موفقی باشند که بتوانند به طور طبیعی از زندگی و نعمات خداوند لذت ببرند بلکه بعضا به انسانهای غیر اجتماعی، پرخاشگر،منزوی و افسرده تبدیل می شوند که از عهده حل کوچکترین مسائل زندگی خود بر نمی آیند و در مقابل ناملایمات و سختیها بلا فاصله از زندگی دلسرد و ناامید می شوند. در مقابل گروه  دوم علاوه بر موفقیت در کنکورهای ذکر شدهموفقیت خود را در آینده نیز تضمین می کنند.آنها به انسانهای مبتکر، خلاق  و سر زندهای تبدیل می شوند که می توانند از نعمات خدادادی در جهت رفاه و آسایش خود و جامعه بهره ببرند.

دلیل تفاوت این دو گروه کاملا روشن است. زیرا هر اندازه که بر ساعات غیر معمول مطالعه افزوده شود به همان میزان از بازدهی و توان ذهن کاسته می شود و هر چه ذهنشاداب تر و سر زنده تر باشد آمادگی و توان آن برای درک مطالب در زمان کوتاه تر بیشتر می شودلذا ورزش، سرگرمی، مهمانی و تفریح نه تنها فعالیتهای مخرب تلقی نمی شوندبلکه وجود آنها به شدت مورد نیاز می باشد. در پایان باید گفت گروه اول از دانش آموزان زندگی میکنند تا درس بخوانند ولی گروه دوم درس میخوانند تا بهتر و شاد اب تر زندگی کنند.شما جزء کدام گروه هستید؟

 دکتر محمد بخشوده

بیوگرافی دکتر بخشوده

بخشی از رزومه کاری دکتر بخشوده

نام و نام خانوادگی: محمد بخشوده       نام پدر: حسین      نام مادر: جهان    محل تولد: روستای رباط، شهرستان شهربابک     تاریخ تولد: 1340

- دیپلم دانشسرای مقدماتی از شهرستان  رفسنجان

- لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه سیستان و بلوچستان

-        فوق لیسانس آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه تربیت معلم تهران

-        دکترای تخصصی مدیریت آموزشی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران

-        استخدام رسمی آموزش و پرورش در سال 1359 و بازنشستگی در سال 1388

-        بیش از یازده ماه حضور داوطلبانه در جنگ به منظور دفاع از مرزهای کشور عزیزمان

-        بیش از دو سال به عنوان معاون مالی اداری اداره آموزش و پرورش شهربابک در  فاصله سالهای 76-78

-    بیش از شش سال به عنوان رئیس اداره آموزش و پرورش در فاصله سالهای 78- 84 و کسب افتخارات زیادی در سطح ملی و استانی از جمله کسب عنوان " واحد نمونه ملی" و سه سال متوالی کسب واحد نمونه استانی در جشنواره شهید رجایی برای آموزش و پرورش در دوره مدیریت اینجانب.

-    مدرس دروس زبان دانشگاه آزاد شهربابک در دوره های کاردانی و کارشناسی بیش از 15 سال ،دانشگاه آزاد شهرستان خاتم به مدت 2 سال، ، دانشگاه پیام نور شهربابک به مدت 3 سال

-    مدرس دروس زبان و مدیریت در دوره های کارشناسی ارشد روان شناسی و تحقیقات آموزشی در دانشگاه آزاد انار به مدت 3 سال

-    مدرس دوره های مدیریتی از جمله دوره "مدیریت کیفیت جامع"، " اصلاح فرایندها"، " ایمنی محل کار" و ... برای مدیران و کارکنان دانشگاهها ، مدیران مدارس و کارکنان تعدادی از ادارات

-        مدرس دوره های 5S" " و "کایزن " برای کارکنان مس میدوک و دوره" مهارت گوش دادن" برای کارکنان مس سرچشمه

-        عضویت در شورای اسلامی شهر به مدت بیش ازشش سال

-        نایب رئیس شورای اسلامی شهر شهربابک به مدت دو سال

-        رئیس شورای اسلامی شهر شهربابک به مدت یک سال

-        عضو شورای اجرایی هلال احمر به مدت بیش ازچهار سال و عضو افتخاری این جمعیت

-    عضو هیات موسس و هیات امناء موسسه خیریه حضرت رقیه( مسوول حمایت  از دختران بی سرپرست) و موسسه خیریه ثامن الحجج( مسوول حمایت از بیماران صعب العلاج)

پژوهشهایی انجام شده:

-        پژوهشی در رابطه با نحوه آموزش دستور زبان انگلیسی تحت عنوان :" آموزش دستور زبان به طور ضمنی یا به طور صریح"

-    پزوهشی تحت عنوان " شناسایی مولفه های ارزیابی عملکرد مدیران مدارس ابتدایی" که در مجله Life science  پذیرفته و به چاپ رسید.

-         رساله دکتری تحت عنوان " ارائه مدل ارزیابی  عملکرد مدیران مدارس ابتدایی استان کرمان"

 

                                                                       

 

پاسخ به مطلب آقای رضاحسینی

به نام خداوند بخشنده مهربان

آیا مشکل شهرمان این است؟

در شماره450 مورخ 92/7/30 نشریه بابک زمین مطلبی تحت عنوان  "به نام مردم به کام مسوولین" به چاپ رسید که به چند جهت موجب تاسف بود. نگارنده از نیت اصلی نویسنده این مطلب اطلاعی ندارد ولی نگارش این مطلب از سوی کسی که چند سال بالاترین پست اجرایی شهرستان و یک دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی را عهدهدار بوده بعید به نظر می رسید. زیرا درحالیکه مردم این شهرستان درگیر مشکلات عدیدهای از جملهوضعیت نا بسامان بیمارستان، نابودی دامداری  و کشاورزی، افزایش شمار فارغالتحصیلان بیکار، عدم وجود زیر ساختهای پیشرفت و توسعه و فاصله عمیق با شهرهای همجوار رنج می برندبرجسته نمودن جابه جایی یک ساختمان اداری آموزشی با یک ساختمان آموزشی آنهم به صورت جاپ در نشریه بسیار عجیب به نظر می رسد.نیت نگارنده و اعتراض وی به جابه جایی این دو محل هر چه باشد از دو حالت زیر خارج نیست.یا آنکه  نگارنده محترم آنقدر این مسئله برایش مهم و از اولویتهای او بوده که یک مسئله عادی که بارها در آموزش و پرورش اثفاق افتاده است وی را آنچنان بر آشفته کرده که تمام مشکلات و گرفتاریهای مردم را به فراموشی سپرده و با زیرکی مشکل اصلی مردم این شهرستان را شناسایی و در صدد رفع آن بر آمده است. دراین صورت باید اذعان نمود شاید یکی از دلایل عقب ماندگی شهرمان  اولویتهای این چنینی در ذهن مسوولی که چندین سال  در سمت فرمانداری و نمایندگی شهرمان مسولیت داشته است می باشد. و یا خدای نکرده قصد و غرضدیگریداشته و دغدغه ایشان نه از روی دلسوزی و توجه به حق مردم بلکه  بنا به مصالح دیگری اقدام به این امر نموده استکه دراین صورت نیز جای بسی تاسف است از کسیکه مدعی حل مشکلات مردم است به جای کمک به حل مشکلات اساسی شهر به یک مساله کاملا داخلی یک اداره بپردازد.اینجانب به خوبی به یاد دارم زمانیکه در سمت رئیس آموزش و پرورش مشغول به خدمت بودم اختلاف بر سر قبولی یک دانش آموز در مدرسه نمونه دولتی کار رابه جایی رساند که ایشان به عنوان فرماندار و رئیس شورای آموزش و پرورش جلسه تشکیل داد.مساله آنقدر جزیی بود که نماینده وقت رابه شدت عصبانی کرد و خطاب به وی گفت " آیا شما همه مشکلات این شهر را حل کردهای که حالا به یک مسئله جزئی که در خود آموزش و پرورش قابل پیگیری است چسبیده ای" واین امر سبب به هم ریختن جلسه و جر وبحث شد.حالا هم می توان همان سخن نماینده محترم وقت را به یاد آورد که آیا همه مشکلات شهرمان حل شده و فقط جابجایی دو محل دغدغه مردم است؟

مساله قابل ذکر دیگر این است که شرکتهای اقماری مس به واسطه سود کلانی که از بابت اجرای طرحهای خود و بر داشت خاک این شهرستان بهره مند میشوند مدیون این شهرستانند چه برسد به شرکت فلز رنگین که بر اساس قرارداد مورخ 87/9/25  با افزایش برداشت خاک اضاقی  موظف به تخصیص ده درصد از سود به کارهای عامالمنفعه بوده است. به نظر می رسد اگر پای حساب و کتاب در میان باشد ساخت یک واحد آموزشی در شهرستان تنها بخش کوچکی از بدهی این شرکت به مردم این شهرستان باشد.لذا  منت گذاشتن بر مردم و مدیر عامل شرکت را به عنوان "خیر " معرفی کردن و لابد معاف نمودن وی از پرداخت بخشی از بدهی مالیاتی خود به دولت آنهم از سوی کسی که مدعی دفاع از حقوق مردم  بوده و همچنان هست بسیار ساده انگارانه است.آیا  مسولینی که  با اینگونه حاتم بخشی از جیب مردم مدیران شرکتهایی که موظف به پرداخت سود حاصل از افزایش برداشت خاک گرانقیمت مس را "خیر" معرفی می کنند سبب نخواهد شد که آنان نیز به این فکر بیاقتند که می توانند با دادن صدقه ای خود را از پرداخت حق مردم معاف بدانند؟

                                                                           محمد بخشوده

تبریک به آقای رضازاده

جناب آقای جعفر رضازاده  

نوید مسرت بخش انتصاب بجا و  شایسته ی حضرت عالی را به عنوان شهردار شهربابک  به شما سرور گرامی تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

ازدر گاه ایزد منان مزید توفیقات برای خدمتی سرشار از شور و نشاط و مملو از توکل الهی در جهت رشد و پیشرفت شهربابک  را برای شما برادر ارجمند مسالت دارم. 

  با احترام       

 محمد بخشوده