آیا می دانید.....؟  

 

بیشتر مردم قدر نعمتهایی را که دارند نمی دانند و هنگامی ارزش آنرا احساس می کنند که آن نعمت را از دست بدهند. به قول معروف قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار شود. یکی از نعمتهای بسیار ارزشمند برخورداری از نعمت سلامتی و توان مالی جهت رفع مشکلات می باشد.. این مقدمه بدین منطور بیان شد که توجه مردم عزیزمان را به یک واقعیت تلخ جلب نماییم.آیا می دانید در شهری که زندگی می کنیم بیش از 250 نفر از همشهریانمان به بیماریهای صعب العلاج ا زقبیل سرطان مبتلا می باشند که نه تنها  توان مالی جهت درمان بیماری خود ندارند بلکه در برآورده نمودن نیازهای اولیه خود نیز درمانده اند. آیا حس انساندوستی ایجاب نمی کند که نیم نگاهی به این قبیل افراد نیز داشته باشیم و باکم کردن بخشی از هزینه های غیر ضروری و بعضی ریخت و پاشها خود را در کاستن از درد و رنج این افراد سهیم نماییم. موسسه خیریه ثامن الحجج( بیماریهای خاص)  با هدف حمایت از این قبیل بیماران با کمک بعضی از افراد نوعدوست شهرمان از سال 1382 راه اندازی گردیده و تاکنون در حد توان توانسته بخشی از نیازهای دارویی و دیگر نیازهای آنان را بر طرف نموده است. لذا به منظور خدمت ببشتر دست نیاز به سوی همه ی افراد نوعدوست دراز میکند و با اعلام شماره حساب 2220084577 نزد بانک تجارت و 0106235496000 نزد بانک ملی به نام موسسه خیریه ثامن الحجج منتظر گامهای موثر شما در این زمینه می باشد. ضمنا از این به بعد قرار است هر از چند گاهی یک نمونه از مشکلات یکی از بیماران تحت عنوان" آیا می دانید ...؟ " بدون ذکر نام جهت اطلاع مردم شریف شهرمان در نشربات محلی مطرح شود. به امید روزی که شاهد نیازمندی هیچ انسانی نباشیم و همه مستمندان تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار گیرند.

                                         هیات امناء موسسه خیریه ثامن الحجج  ( بیماریهای خاص)               

به دنبال مقصر ...

چندی پیش یکی از وزرای دولت انگلیس در سفر به خارج از کشور، یکی از دوستان دوره دانشگاه خود را به همراه برده بود. به محض اینکه از سوی رسانه ها علامت سوالی بر روی این عمل او گذاشته شد وی با اقرار به اینکه نتوانسته بین زندگی شخصی و کار اداری خود تفکیک قائل شود ضمن معذرت خواهی به واسطه سوء استفاده از موقعیت از سمت خود استعفا داد.این عمل وی را با عملکرد بعضی ازافراد جامعه ما مقایسه کنید . در حادثه چندین مورد سقوط هواپیما و جان باختن تعدادی از هموطنان خلبانان  کشته شده  مقصر میگردند. در حادثه از ریل خارج شدن قطار  و کشته شدن تعدادی از هموطنان سرانجام لکوموتیو ران مقصر شناخته می شود. در حوادث متعدد تصادفات اتوبوسها، کامیونها و سواریها، یا رانندگان مقصر شناخته می شوند یا نقص فنی دلیل تصادفات اعلام می شود. در حادثه غم انگیز آتش سوزی در خیابان جمهوری تهران دو نفری که خودشان را پرت کردند مقصرند چرا که صبر نکردند نردبان آتش نشانی باز شود یا به قول یکی از مسئولین روزشان رسیده بود! آیا تا کنون هیجوقت شده  مسئولی  در مقابل این موارد خود را موظف به عذرخواهی بداند تا چه رسد به استعفا؟ به نظر می رسد که در جامعه ما همه به دنبال مقصر میگردند و هیچکس خود را مقصر نمی داند و اگر هم در نهایت کسی را پیدا نکرد، تقصیر را به گردن شانس و قضا و قدر می اندازد. این در حالیست که ما در پایبندی به ارزشهای جامعه صرفاً در حد شعار نه در عمل، گوی سبقت را از آنهایی که قبولشان نداریم ربوده ایم.

مروری بر خاطرات (راه اندازی جمعه بازار)

 

در مسافرت به شهرهای مختلف از جمله شهرهای شمالی و جنوبی کشور شاهد بازارچه های محلی تحت عنوان پنجشنبه بازار، جمعه بازار و... مشاهده نموده بودم. تنوع این بازارچه ها و ارتباط مستقیم تولید کننده ها و مصرف کنندگان سبب ایجاد جاذبه برای مردم شهر بود. همیشه در ذهنم این بود که چرا ما در این شهر بازار مشابهی نداریم. به همین منظور زمانی که عضو شورای اسلامی شهر بودم این موضوع را به دفعات در جلسات شورای شهر مطرح میکردم اما معمولاً با طرح موضوعاتی دیگر قضیه با جدیت پیگیری نمی شد. سرانجام در اولین جلسه شورا در سال 1390 مجدداً این موضوع را با تاکید بسیار زیاد مطرح کردم و از اعضای محترم شورا خواستم راه اندازی این بازارچه را تحت عنوان جمعه بازار در اولویت برنامه این سال قرار دهند. اعضای محترم شورای اسلامی شهر نیز به اتفاق آراء از این موضوع حمایت کردند. جلسات متعدد با ادارات و افراد ذیربط از جمله اداره بازرگانی، مجمع امور صنفی، شهرداران مناطق مختلف شهرستان، شورای شهرستان و... تشکیل و همگی آمادگی خود را جهت کمک و حمایت از این  اقدام اعلام نمودند. تاریخ شروع به کار 2/2/90  تعیین و محل جمعه بازار خیابانهای اطراف پارک ولیعصر در نظر گرفته شد و مقرر گردید برای شروع علاوه بر تبلیغات رسانه ای هرکدام از شهرداران، بخشداران و مجمع امور صنفی نیز در روز مقرر هر تعداد فروشنده را که می توانند تشویق به حضور نمایند. سرانجام روز موعود فرا رسید. علیرغم تمام برنامه ریزیها در اولین جمعه هیچ  فروشنده ای  در محل حضور نیافت . مجدداً جلسات متعددی تشکیل و بر لزوم راه اندازی جمعه بازار تأکید شد. زیرا اعتقاد بر این بود که راه اندازی این بازارچه علاوه بر حذف واسطه ها و ایجاد رابطه نزدیکتر و مستقیم تر بین تولید کننده و مصرف کننده و با تنوع عرضه محصولات، محلی برای تفریح  همشهریان فراهم می کند. در جمعه های بعد کم کم تعداد ی فروشنده با حضور در محل مورد نظر شروع به عرضه محصولات خود نمودند و هر هفته بر تعداد این فروشندگان و خریداران اضافه گشت تا جایی که اداره اماکن نیروی انتظامی به دلیل شلوغی و اختلال در آمد و رفت خودروها تشکیل جمعه بازار را در این محل صلاح ندانست و اقدام به تعطیلی آن نمود . بعد از یک وقفه تقریباً دو ماهه  و مذاکره با نهادهای ذیربط از جمله اداره اماکن، محل جمعه بازار در انتهای سقاخانه و روبروی ترمینال مسافری تعیین گردید. خوشبختانه این بازارچه علیرغم اینکه عده ای بانیان آنرا عوامل استکبار خواندند به واسطه استقبال بی نظیر مردم هم اکنون مشغول خدمت رسانی و ارائه اجناس به قیمت به مراتب ارزانتر( در مقایسه با بازار) به همشهریان  می باشد و زمینه اشتغال و ارائه محصولات و تولیدات آنان بدون واسطه به خریدارن را فراهم کرده است.

نگاهی متفاوت به مشکلات و موانع

اگر متوجه باشی  زندگی سر شار از تنوع است .آمدن  بهار و رفتن زمستان حکایت از دائمی نبودن مشکلات است .باید به گونه ای دیگر به زندگی نگریست در آن صورت است که زندگی را زیبا خواهید دید. حتی مشکلات را آزمونی  برای کسب تجربه تلقی خواهید کرد ....                                                                                                                                        

وحدت در شهربابک ممکن یا غیر ممکن؟!

وحدت در شهربابک ممکن یا غیر ممکن؟!

وقتی درصدهای اولین نظر سنجی در وبلاگ آقای بخشوده گذاشته شد خیلی افسوس خوردم که اختلاف نظرها و درگیری های سیاسی بیشترین درصد را به خودش اختصاص داده و تصمیم گرفتم به دنبال چرای آن باشم. اختلاف نظر، تفاوت در بینش ها و عقاید در هر جایی وجود دارد وکسی منکر آن نیست . این اختلافات نه تنها مشکلی ایجاد نمی کند بلکه برای پیشرفت جامعه مهم و لازم می باشد. زیرا که همه ی طیف ها، احزاب و گروه های مختلف در جامعه به دنبال حفظ منافع ملت ها هستند. اما درشهر ما وضعیت به گونه ایی دیگر است، باید توجه داشت که وجود دیدگاه ها و طرز فکر های مختلف همانقدر که باعث پیشرفت می شوند به همان اندازه هم می توانند مانع پیشرفت و رشد جوامع  شوند. اما بهترین کار این است که از نظرات و انتقادات در جهت سازندگی و حل مشکلات استفاده شود نه اینکه آن ها مشکل آفرین و باعث ایجاد درگیری، نزاع و مناقشه بین گروه ها و افراد شود. لذا لازم است که جریان های فکری در جامعه  به امر توسعه و پیشرفت کمک کنند . در شهربابک متأسفانه به دلیل اختلافات قومی و قبیله ایی که وجود دارد چه بسا درگیری ها و نزاع بیشتر و بیشتر می شود. اگر نگاهی به شهرهای همجوار بیاندازیم خواهیم دید که در آن شهرها هم اختلاف نظر سیاسی وجود دارد و این اختلافات نه تنها باعث عدم رشد و توسعه آن ها نشده بلکه باعث شده آن ها روز به روز پیشرفته تر بشوند. بنده هم با نظر اکثر کاربران وبلاگ موافقم که اختلافات قومی و سیاسی باعث عدم پیشرفت شهربابک شده اما باید به دنبال راه حل برای این مشکل باشیم. در سال های اخیر شعار وحدت و هم بستگی را زیاد شنیده ایم اما در میدان عمل شاهد تغییرات چندانی نبوده ایم. ولی می شود با نگاهی فرا جناحی، پرهیز از قوم گرایی و تاکید بر شایسته سالاری به این آرمان رنگ واقعیت بخشید. چه دوستان اصلاح طلب و چه دوستان اصولگرا می توانند با از بین بردن اختلافات، مناقشه ها و انگیزه های فردی که باعث به وجود آمدن این همه مشکل شده و تعامل با یکدیگر شهری را بسازند که همگان به آن افتخار کنند . در آخر بد نیست که این سوال از شما خوانندگان محترم پرسیده شود که وحدت در شهربابک امکان پذیر یا غیر ممکن است؟؟  

نغمه اندر پرده ی وحدت بیار        ابر رحمت را به روی ما ببار       

اتحاد و انسجام از حکمت است        انفراد و انحصار از غفلت است

                            صادق رضازاده                                                                                                      

     

والدین مستبد، والدین مقتدر و والدین بی توجه

 

با وجود اهمیت بسیار زیاد و مهم چگونگی صحیح تربیت فرزندان، متأسفانه بسیاری از والدین از نحوه صحیح رفتار با فرزندان و کودکان خودآگاه نیستند. جای تأسف بیشتر این  است که اکثر آنها خود را بی نیاز از مشاوره با صاحب نظران می دانند و بر این تصورند که همه مسائل تربیتی را می دانند. این در حالی است که معمولاً برای خرید حتی یک وسیله خانوادگی ساده ممکن است با چندین نفر مشورت کنند.

معمولاً خانواده ها در زمینه تربیت فرزندان خود در یکی از این سه گروه قرار می گیرند. والدین مستبد، والدین مقتدر و والدین بی توجه. توضیح مختصر ویژگی هر کدام از این سه گروه ممکن است در جهت تربیت صحیح تر فرزندان موثر واقع شود. والدین مستبد فقط از طریق امرو نهی، کنترل بسیار شدید و دستورات یک طرفه سعی می کنند فرزندان خود را وادار به اطاعت کنند.این عمل آنان نه تنها در تربیت فرزندان تاثیر ندارد بلکه ممکن است در سنین بالاتر آنها را به مقابله به مثل و لجبازی وادار نماید. والدین بی توجه معمولاً فرزندان را به حال خود رها کرده و اصولاً کاری به کارآنها ندارند به گونه ایکه بعضی اوقات حتی نمی دانند فرزندشان در چه پایه ای مشغول به تحصیل هستند. فرزندان این قبیل از والدین به دلیل بی توجهی و عدم ابراز محبت، از خانه گریزان و به شدت تحت تاثیر رفتارهای دوستانشان می باشند ( تصور کنید که خدای ناکرده دوستان آنها منحرف باشند).

 در این میان گروه دیگری از والدین ( والدین مقتدر) ضمن توجه به خواستهای منطقی و قابل اجرای فرزندان، در مقابل خواسته های غیر منطقی و نا بجای فرزندان خود قاطعانه ایستادگی میکنند و تسلیم خواسته غیر منطقی آنها علیرغم گریه و زاری آنان نمی شوند. این گروه از والدین محبت و احساسات خود را به طرق مختلف از جمله نوازش، بوسیدن، درآغوش گرفتن و جملات محبت آمیز ابراز می دارند و در صورت درخواست غیر منطقی و غیر عملی آنها تسلیم احساسات نمی شوند. شما نیز اگر جزء دسته سوم هستید بدانید فرزندان صالحی تحویل اجتماع خواهید داد ولی اگر جزء دسته اول یا دوم هستید حتماً ضمن مشورت با مشاور صاحب نظر در رفتار تربیتی خود تجدید نظر کنید.

زلزله بم...

در دهمین سالگرد حادثه دلخراش زلزله بم مطلبی را که در اینباره نوشته ودر شماره 17 مورخ 1382/10/16 نشریه بابک زمین به چاپ رسید جهت گرامیداشت این حادثه در وبلاگ قرار داده می شود. 

زلزله بم نمایش شکوه ایثار

زلزله بم آنچنان سخت و جانگداز بود که نه تنها شهر، استان و کشور ما بلکه تمام جهانیان را در غم و اندوه فرو برد . ازدیگر سوی ، همت، محبت و کمکهای بی دریغ مردم ما جلوه ای از ایثار آنان را به نمایش گذاشت.نگارنده هم شاهد تلاش پر جنب و جوش و همت مردم در صحنه جهت کمک رسانی به مردم آسیب دیده از زلزله و هم شاهد تلاش بی وقفه امدادگران در بیرون آوردن اجساد قربانیان، اسکان آسیب دیدگان و توزیع امکانات در بین آنان در شهر بم بوده است. در چند روز بعد از زلزله فلبها به هم نزدیکتر، محبت به یکدیگر بیشتر و یک احساس مشترک عمومی جهت کمک به همنوعان در بین مردم حاکم شده بود. سوال اصلی این است که آیا باید منتظر حادثه ای این چنین اسفناک بود تا به فکر همدیگر باشیم، به هم محبت کنیم و به یکدیگر کمک کنیم یا اینکه می توان در شرایط عادی هم این چنین بود؟  امید است از این حادثه دلخراش درس عبرت گرفته و موارد ذیل را همیشه مد نظر داشته باشیم.                                   

اختلافات سلیقه ای ، سیاسی و... را بدیهی تلقی نموده و تاب تحمل یکدیگر را داشته باشیم.دست به دست هم دهیم و با همفکری و هماهنگی و عزم و اراده دسته جمعی در جهت رفع مشکلات همشهریان تلاش کنیم.در ساخت و ساز ها رعایت استاندار ها ، اصول فنی و استحکام ساختمان ها را مد نظر قرار داده و با کاستن از میزان زیر بنا هزینه ی آن را صرف استحکام بنا نماییم تا خدای نکرده در صورت بروز حوادث مشابه شاهد مرگ هزاران نفر از عزیزانمان نباشیم.پیمانکاران منافع جامعه را بر منافع خود ترجیح داده و به خاطر سود بیشتر از هزینه استحکام ساختمان کم نکنند.مهندسین ناظر در ساخت و سازها برای رعایت استاندارد ها به شدت سخت گیر باشند و منافع دراز مدت افراد را بر مافع کوتاه مدت صاحبان ترجیح دهند.

در زلزله بم ساختمان هایی که اصول فنی در آن ها رعایت شده بود هیچ آسیبی ندیده بود.اما ساختمانهایی که پیمانکاران رعایت اصول فنی و شرایط استاندارد را ننموده بودند فرو ریختند.بنا براین بایستی این پیمانکاران و مهندسین ناظر این ساختمان ها هم در دادگاه عدل الهی پاسخگو باشند و هم مورد پیگیرد قانونی قرار گیرند و در مقابل از دست دادن جان هزاران نفر و خسارات فراوان مادی آنها پاسخگو باشند.

کلید توسعه استان بر قفل رکود و عدم تحول


روز شنبه شانزدهم آذر ماه همزمان با روز دانشجو مراسم معارفه استاندار جدید استان کرمان در سالن شورای شهر کرمان برگزار گردید. حضور گسترده مدیران و مسئولین قبلی و فعلی استان چشمگیر و معنادار بود. در این میان سخنان استاندار جدید امیدهای فراوانی را در جهت حرکت چرخهای اقتصادی و توسعه استان پس از سالها رکود به خصوص تاکید ایشان بر لزوم توجه به اقتصاد خانواده در دلها ایجاد نمود. همچنین تأکید ایشان بر نکات کلیدی و از جمله استفاده از توانمندی همه افراد توانمند و دارای فکر و برنامه نمایانگر ایجاد تحرک و توسعه در تمام بخشها خواهد بود. نکته حائز اهمیت دیگر این مراسم دعوت استاندار جدید از جناب آقای مرعشی جهت ایراد سخنرانی و اختصاص بخشی از وقت خود به وی بسیار پر معنا و نمایانگر توجه ویژه ایشان به استفاده از نظرات پیش کسوتان به خصوص افرادی که منشأ تحول استان بوده اند می باشد. انتصاب ایشان را به این سمت به وی و به مردم خونگرم و مهربان و تشنه خدمت استان تبریک می گویم و امیدوارم با درایتی که در ایشان متجلی است و در راستای بهره گیری از اهداف دولت تدبیر و امید به فکر استفاده بهینه از ظرفیتها و استعدادهای شهرستان شهربابک که طی سالها مورد بی مهری قرار گرفته نیز باشیم.

 

تبریک...

روز دانشجو بر همه دانش پژوهان فرهیخته به خصوص  دانشجویان سختکوش و آینده ساز کشورمان  مبارک باد. امید وارم در دولت تدبیر و امید زیر ساختها و امکانات کشور به گونه ای احداث و ساماندهی شود که مردم بتوانند از تخصص و تبحر فرزندان غیور خود بهره مند شوند.

محمد بخشوده

تشریفات زائد!!..

تشریفات زائد

علیرغم اینکه گفته می شود وضعیت اقتصادی مردم روز به روز ضعیفتر می شود،خوشبختانه تعداد افرادی که به قصد زیارت به کشورهای مختلف سفر میکنند روز به روز افزونتر می شود، اما نکته حائز اهمیت و توجه، هزینه های گزافی است که هنگام ورود زائر به او یا وابستگان او تحمیل می شود که در بعضی موارد حتی بیشتر از هزینه ها ی سفر می باشد و دامنه این مخارج وهزینه ها متاسفانه در بعضی موارد تحت تاثیر چشم هم چشمیها بیشتر نیز می شود. این هزینه ها معمولاً از بدو ورود زائر با خرید انواع گلها، قربانی نمودن تعدادی گاو، شتر، گوسفند و ...، نصب انواع و اقسام پارچه های رنگارنگ به نقل از اقوام، وابستگان، آشنایان و حتی کودکانی که هنوز قادر به سخن گفتن نیستند شروع می شود  و با انواع و اقسام مهمانیها به افراد سرشناس ( نه فقیر و مستحق) ادامه می یابد. حال این سوال باقی می ماند که آیا از کسانیکه به قصد قربت، خودسازی و تزکیه نفس به زیارت می روند انتظار نمی رود که از آثار روانی ناشی از این مخارج گزاف و تشریفات زائد بر روی جامعه جلوگیری نمایند؟

اشاره به چند مورد از عوارض سوء، شاید خالی از لطف نباشد:

1-    عمده این تشریفات به خصوص نصب پارچه های رنگارنگ علاوه بر ایجاد مزاحمت برای همسایگان مصداق بارز اسراف و تبذیر است.

2-    تفاوت در تعداد پارچه های نصب شده بر در و دیوار زائرین مختلف نمایانگر فاصله طبقاتی افراد می باشد که اثر روحی، روانی آن بر روی خانواده ای که پارچه کمتری نصب شده انکار ناپذیر است مگر اینکه زائر و خانواده وی بر لزوم خودداری از نصب پارچه تاکید کرده باشند.

اگر فرض را بر این بگذاریم که هزینه این تشریفات برای هر فرد 500000 تومان باشد و اگر در سال فقط هزار نفر به زیارت بروند هزینه این تشریفات در مجموع معادل پانصد میلیون تومان در سال می شود که با این مبلغ می توان مشکلات چندین خانواده بی بضاعت، بیماران مستمند و دختران بدون جهیزیه را حل نمود. البته اگر این مخارج به موسسات عام المنفعه تخصیص یابد. به امید آن روز

محمد بخشوده