نتیجه نظرسنجی شماره  2

 

 به نظر شما مهمترین مشکل فرهنگی شهرمان چیست؟

- - عدم انتقاد پذیری افراد تأثیر گذار شهر و پایین بودن آستانه تحمل این افراد  17.4%  

- - بی توجهی و فراهم ننمودن زمینه ماندن نخبگان در شهر و درنتیجه نخبه گریزی  21.7%  

- -توجه بیش از حد به علوم نظری بدون توجه به بکارگیری این علوم در زندگی شخصی و اجتماعی  17.4%

- -ظاهر سازی و رواج فرهنگ چاپلوسی و دوگانگی در رفتار ظاهری با اعتقادات قلبی  30.4%

- -سایر موارد  13.3%

وحدت در شهربابک ممکن یا غیر ممکن؟!

وحدت در شهربابک ممکن یا غیر ممکن؟!

وقتی درصدهای اولین نظر سنجی در وبلاگ آقای بخشوده گذاشته شد خیلی افسوس خوردم که اختلاف نظرها و درگیری های سیاسی بیشترین درصد را به خودش اختصاص داده و تصمیم گرفتم به دنبال چرای آن باشم. اختلاف نظر، تفاوت در بینش ها و عقاید در هر جایی وجود دارد وکسی منکر آن نیست . این اختلافات نه تنها مشکلی ایجاد نمی کند بلکه برای پیشرفت جامعه مهم و لازم می باشد. زیرا که همه ی طیف ها، احزاب و گروه های مختلف در جامعه به دنبال حفظ منافع ملت ها هستند. اما درشهر ما وضعیت به گونه ایی دیگر است، باید توجه داشت که وجود دیدگاه ها و طرز فکر های مختلف همانقدر که باعث پیشرفت می شوند به همان اندازه هم می توانند مانع پیشرفت و رشد جوامع  شوند. اما بهترین کار این است که از نظرات و انتقادات در جهت سازندگی و حل مشکلات استفاده شود نه اینکه آن ها مشکل آفرین و باعث ایجاد درگیری، نزاع و مناقشه بین گروه ها و افراد شود. لذا لازم است که جریان های فکری در جامعه  به امر توسعه و پیشرفت کمک کنند . در شهربابک متأسفانه به دلیل اختلافات قومی و قبیله ایی که وجود دارد چه بسا درگیری ها و نزاع بیشتر و بیشتر می شود. اگر نگاهی به شهرهای همجوار بیاندازیم خواهیم دید که در آن شهرها هم اختلاف نظر سیاسی وجود دارد و این اختلافات نه تنها باعث عدم رشد و توسعه آن ها نشده بلکه باعث شده آن ها روز به روز پیشرفته تر بشوند. بنده هم با نظر اکثر کاربران وبلاگ موافقم که اختلافات قومی و سیاسی باعث عدم پیشرفت شهربابک شده اما باید به دنبال راه حل برای این مشکل باشیم. در سال های اخیر شعار وحدت و هم بستگی را زیاد شنیده ایم اما در میدان عمل شاهد تغییرات چندانی نبوده ایم. ولی می شود با نگاهی فرا جناحی، پرهیز از قوم گرایی و تاکید بر شایسته سالاری به این آرمان رنگ واقعیت بخشید. چه دوستان اصلاح طلب و چه دوستان اصولگرا می توانند با از بین بردن اختلافات، مناقشه ها و انگیزه های فردی که باعث به وجود آمدن این همه مشکل شده و تعامل با یکدیگر شهری را بسازند که همگان به آن افتخار کنند . در آخر بد نیست که این سوال از شما خوانندگان محترم پرسیده شود که وحدت در شهربابک امکان پذیر یا غیر ممکن است؟؟  

نغمه اندر پرده ی وحدت بیار        ابر رحمت را به روی ما ببار       

اتحاد و انسجام از حکمت است        انفراد و انحصار از غفلت است

                            صادق رضازاده                                                                                                      

     

نتیجه نظر خواهی  شماره 1

 

به نظر شما با وجود دارا بودن قابلیتها و پتانسیل بالای شهربابک، مهمترین عامل عدم توسعه یافتگی شهرمان در مقایسه با شهرهای همجوار چیست؟

 - اختلاف نظر و درگیری منطقه ای و سیاسی بین افراد تأثیرگذار شهر 39%

-- عدم توجه جدی مسئولین استانی به این شهرستان 19%

- مدیریت ضعیف مقامات تأثیر گذار شهر در سالهای گذشته  33%

- بی توجهی و توقعات بیش از انتظار مردم از نخبگان و در نتیجه وادار نمودن آنها به مهاجرت به شهرستانهای دیگر   9%

همانگونه که مشاهده می شود درصد بیشتری از نظر دهندگان گزینه 1 یعنی اختلاف نظر و درگیری افراد تأثیر گذار شهر را انتخاب نموده اند بنابراین اگر خواهان شهری آبادتر هستیم این افراد باید در رفتار خود و تعامل با یکدیگر تجدید نظر نمایند. گزینه 3 یعنی مدیریت ضعیف مقامات تأثیر گذار شهر در سالهای گذشته نیز از اهمیت زیادی برخوردار بوده است که باید مد نظر قرار گیرد. 

والدین مستبد، والدین مقتدر و والدین بی توجه

 

با وجود اهمیت بسیار زیاد و مهم چگونگی صحیح تربیت فرزندان، متأسفانه بسیاری از والدین از نحوه صحیح رفتار با فرزندان و کودکان خودآگاه نیستند. جای تأسف بیشتر این  است که اکثر آنها خود را بی نیاز از مشاوره با صاحب نظران می دانند و بر این تصورند که همه مسائل تربیتی را می دانند. این در حالی است که معمولاً برای خرید حتی یک وسیله خانوادگی ساده ممکن است با چندین نفر مشورت کنند.

معمولاً خانواده ها در زمینه تربیت فرزندان خود در یکی از این سه گروه قرار می گیرند. والدین مستبد، والدین مقتدر و والدین بی توجه. توضیح مختصر ویژگی هر کدام از این سه گروه ممکن است در جهت تربیت صحیح تر فرزندان موثر واقع شود. والدین مستبد فقط از طریق امرو نهی، کنترل بسیار شدید و دستورات یک طرفه سعی می کنند فرزندان خود را وادار به اطاعت کنند.این عمل آنان نه تنها در تربیت فرزندان تاثیر ندارد بلکه ممکن است در سنین بالاتر آنها را به مقابله به مثل و لجبازی وادار نماید. والدین بی توجه معمولاً فرزندان را به حال خود رها کرده و اصولاً کاری به کارآنها ندارند به گونه ایکه بعضی اوقات حتی نمی دانند فرزندشان در چه پایه ای مشغول به تحصیل هستند. فرزندان این قبیل از والدین به دلیل بی توجهی و عدم ابراز محبت، از خانه گریزان و به شدت تحت تاثیر رفتارهای دوستانشان می باشند ( تصور کنید که خدای ناکرده دوستان آنها منحرف باشند).

 در این میان گروه دیگری از والدین ( والدین مقتدر) ضمن توجه به خواستهای منطقی و قابل اجرای فرزندان، در مقابل خواسته های غیر منطقی و نا بجای فرزندان خود قاطعانه ایستادگی میکنند و تسلیم خواسته غیر منطقی آنها علیرغم گریه و زاری آنان نمی شوند. این گروه از والدین محبت و احساسات خود را به طرق مختلف از جمله نوازش، بوسیدن، درآغوش گرفتن و جملات محبت آمیز ابراز می دارند و در صورت درخواست غیر منطقی و غیر عملی آنها تسلیم احساسات نمی شوند. شما نیز اگر جزء دسته سوم هستید بدانید فرزندان صالحی تحویل اجتماع خواهید داد ولی اگر جزء دسته اول یا دوم هستید حتماً ضمن مشورت با مشاور صاحب نظر در رفتار تربیتی خود تجدید نظر کنید.

نظرسنجی شماره 2

سلام.دوستان بزرگوار وقت بخیر.نزدیک به دو هفته است که از اولین نظر سنجی میگذرد و از اولین نظر سنجی استقبال خوبی شد که ازاین بابت از شما تشکر میکنیم.آقای بخشوده دومین نظر سنجی را نیز که درباره مشکلات فرهنگی شهر است طرح کردند که امیدوارم این نظر سنجی هم مورد استقبال واقع بشود.باتشکر 

به نظر شما مهمترین مشکل فرهنگی شهرمان چیست؟

-       - عدم انتقاد پذیری افراد تأثیر گذار شهر و پایین بودن آستانه تحمل این افراد

-       - بی توجهی و فراهم ننمودن زمینه ماندن نخبگان در شهر و درنتیجه نخبه گریزی

-        -توجه بیش از حد به علوم نظری بدون توجه  به بکارگیری این علوم در زندگی شخصی و اجتماعی

-        -ظاهر سازی و رواج فرهنگ چاپلوسی و دوگانگی در رفتار ظاهری با اعتقادات قلبی

-        -سایر موارد

 

اگر بدانند... ( مطلبی در باره سوء مصرف مواد مخدر)

  

بر کسی پوشیده نیست که یکی از معضلات جامعه در حال حاضر پدیده اعتیاد است و آنچه جوانان و نوجوانان را به شدت تهدید می کند دامی است که بر سر راه این آینده سازان کشور پهن شده است. سوال این است که چه عاملی سبب گرایش جوانان و نوجوانان به سوی مواد مخدر است؟ در پاسخ باید گفت عدم آگاهی آنان نسبت به عواقب خطرناک اعتیاد و اثرات سوء آن و همچنین بعضاً نگرش مثبت به مواد مخدر. زیرا اگر افراد بدانند که مواد مخدر سم کشنده است اما تدریجی، اگر بدانند که ریشه تمام بدبختیها و نابسامانیها مواد مخدر است، اگر بدانند که مواد مخدر موجب از بین رفتن زیبایی و تغییر قیافه آنان خواهد شد، اگر بدانند افرادی که به مواد مخدر گرفتار شده اند علاوه بر از دست دادن  ثروت و دارایی خود بعضاً خانواده آنان نیز از هم پاشیده است، اگر بدانند که درصد بالایی از زندانیان را مبتلایان به مواد مخدر تشکیل می دهند، اگر بدانند که ریشه عمده دزدیها، قتلها و جنایتها ناشی از مواد مخدر بوده است، اگر بدانند که فرد مبتلا حتی حاضر است برای تهیه مواد مخدر به نزدیکترین افراد خانواده خود آسیب وارد نماید، اگر بدانند که سوداگران مواد مخدر برای تامین مشتری در آینده، ابتدا مواد مخدر را از طریق عوامل خود مجانی توزیع می کنند و مهم تر از این اگر بدانند که هیچکدام از افراد معتاد اولین روز اعتیاد خود را به یاد نمی آورند قطعاً به طرف مواد مخدر نخواهند رفت و چنانچه در محفل دوستان و آشنایان به آنها مواد مخدر تعارف شود با کمال شجاعت و قاطعیت و افتخار " نه " می گویند و از این طریق سعادت آینده خود، خانواده و جامعه را تضمین می کنند.

زلزله بم...

در دهمین سالگرد حادثه دلخراش زلزله بم مطلبی را که در اینباره نوشته ودر شماره 17 مورخ 1382/10/16 نشریه بابک زمین به چاپ رسید جهت گرامیداشت این حادثه در وبلاگ قرار داده می شود. 

زلزله بم نمایش شکوه ایثار

زلزله بم آنچنان سخت و جانگداز بود که نه تنها شهر، استان و کشور ما بلکه تمام جهانیان را در غم و اندوه فرو برد . ازدیگر سوی ، همت، محبت و کمکهای بی دریغ مردم ما جلوه ای از ایثار آنان را به نمایش گذاشت.نگارنده هم شاهد تلاش پر جنب و جوش و همت مردم در صحنه جهت کمک رسانی به مردم آسیب دیده از زلزله و هم شاهد تلاش بی وقفه امدادگران در بیرون آوردن اجساد قربانیان، اسکان آسیب دیدگان و توزیع امکانات در بین آنان در شهر بم بوده است. در چند روز بعد از زلزله فلبها به هم نزدیکتر، محبت به یکدیگر بیشتر و یک احساس مشترک عمومی جهت کمک به همنوعان در بین مردم حاکم شده بود. سوال اصلی این است که آیا باید منتظر حادثه ای این چنین اسفناک بود تا به فکر همدیگر باشیم، به هم محبت کنیم و به یکدیگر کمک کنیم یا اینکه می توان در شرایط عادی هم این چنین بود؟  امید است از این حادثه دلخراش درس عبرت گرفته و موارد ذیل را همیشه مد نظر داشته باشیم.                                   

اختلافات سلیقه ای ، سیاسی و... را بدیهی تلقی نموده و تاب تحمل یکدیگر را داشته باشیم.دست به دست هم دهیم و با همفکری و هماهنگی و عزم و اراده دسته جمعی در جهت رفع مشکلات همشهریان تلاش کنیم.در ساخت و ساز ها رعایت استاندار ها ، اصول فنی و استحکام ساختمان ها را مد نظر قرار داده و با کاستن از میزان زیر بنا هزینه ی آن را صرف استحکام بنا نماییم تا خدای نکرده در صورت بروز حوادث مشابه شاهد مرگ هزاران نفر از عزیزانمان نباشیم.پیمانکاران منافع جامعه را بر منافع خود ترجیح داده و به خاطر سود بیشتر از هزینه استحکام ساختمان کم نکنند.مهندسین ناظر در ساخت و سازها برای رعایت استاندارد ها به شدت سخت گیر باشند و منافع دراز مدت افراد را بر مافع کوتاه مدت صاحبان ترجیح دهند.

در زلزله بم ساختمان هایی که اصول فنی در آن ها رعایت شده بود هیچ آسیبی ندیده بود.اما ساختمانهایی که پیمانکاران رعایت اصول فنی و شرایط استاندارد را ننموده بودند فرو ریختند.بنا براین بایستی این پیمانکاران و مهندسین ناظر این ساختمان ها هم در دادگاه عدل الهی پاسخگو باشند و هم مورد پیگیرد قانونی قرار گیرند و در مقابل از دست دادن جان هزاران نفر و خسارات فراوان مادی آنها پاسخگو باشند.

شب یلدا....

یلدا یعنی یادمان باشدکه زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشترباهم بودن را باید جشن گرفت.

یلدایتان مبارک

نظر خواهی....

سلام دوستان عزیز.سرانجام نظرسنجی گذاشتیم که امیدوارم مفید واقع بشه در این پست نیز شما میتوانید نظرات مشروح و انتقاداتتون رو نسبت به نظرسنجی با آقای دکتر درمبان بگذارید. 

به نظر شما با وجود دارا بودن قابلیتها و پتانسیل بالای شهربابک، مهمترین عامل عدم توسعه یافتگی شهرمان در مقایسه با شهرهای همجوار چیست؟

-        اختلاف نظر و درگیری منطقه ای و سیاسی بین افراد تأثیرگذار شهر

-        عدم توجه جدی مسئولین استانی به این شهرستان

-        مدیریت ضعیف مقامات تأثیر گذار شهر در سالهای گذشته

-        بی توجهی و توقعات بیش از انتظار مردم از نخبگان و در نتیجه وادار نمودن آنها به مهاجرت به شهرستانهای دیگر

مثبت اندیشی و منفی گرایی

 

تقریباً همه افراد جامعه واژه های مثبت اندیشی و منفی گرایی را شنیده و با مفهوم آنها کم و بیش آشنا هستند. اما اینکه افراد تا چه حد مثبت اندیش و از منفی گرایی دوری می کنند محل سوال است. رایجترین مثال برای فهم این دو واژه این است که مثبت اندیشان همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و منفی گراها نیمه خالی آنرا. به عبارت دیگر می توان گفت که در نگاه به گل، مثبت اندیش لطافت، زیبایی و بوی خوش آنرا احساس می کند، در حالیکه منفی گرا خارهای گل را می بیند. در نگاه به کوه، منفی گرا به  سختی و سنگلاخی مسیر می اندیشد، در صورتیکه مثبت اندیش به صلابت، استواری و عظمت کوه فکر می کند. در کنار دریا، منفی گرا از شوری آب و تلاطم موجها گلایه دارد، در مقابل مثبت اندیش ذخایر عظیم و منابع زیست- محیطی دریا را مد نظر قرار می دهد و از ساحل زیبای دریا و صدای آرامبخش موجها لذت می برد. در مواجه با جنگل، منفی گرا به حیوانات وحشی و خطرات جانی احتمالی می اندیشد، در حالیکه مثبت اندیش به عظمت درختان و سر سبزی  و منظره های دل انگیز آن توجه می کند. در نگاه به همسر منفی گرا ضعفهای وی را بر جسته میکند و مرتب به رخ او می کشد و او را سرزنش می کند، نه تنها سلایق متفاوت او را به رسمیت نمی شناسد بلکه آنها را به عنوان یک نقطه ضعف تلقی می کند. اما مثبت اندیش توانمندیها و ویژگیهای خوب او را مطرح میکند و او را به واسطه این ویژگیها تحسین می کند. عقاید او را محترم می شمارد و تحمل عقیده و سلیقه متفاوت را دارد. ذکر یک نمونه از نوع نگاه به یک موضوع واحد می تواند  به روشن شدن این موضوع کمک کند

دریک سفر خارج به همراه یکی از دوستان ، دو آچار چند منظوره را خریداری نموده بودم. بدون توجه به اینکه ورود این نوع وسیله به داخل کابین هواپیما ممنوع است به طور تصادفی یکی را درکیفی که به قسمت بار هواپیما منتقل می شد گذاشته و یکی دیگر  را در کیف دستی خود گذاشته و با خیال راحت قصد سوار شدن به هواپیما را داشتم. اما مسئول مربوطه از ورود من جلوگیری کرد و از من درخواست کرد  از خیر این وسیله گذشته و آنرا در محفظه مخصوصی که به همین منظور گذاشته شده بود بیندازم و بعد سوار هواپیما شوم. دوست همراهم گفت ای کاش این وسیله را نیز در قسمت بار هواپیما گذاشته بودی تا آنرا از دست ندهی. بلافاصله به او گفتم که برعکس من خوشحالم که آن یکی را در کیف دستی خود نگذاشته بودم و حالا حداقل یکی را دارم. این دو نوع نگاه متفاوت به یک موضوع واحد تفاوت بین مثبت اندیشی و منفی گرایی است. شما جزء کدام گروه هستید؟