حدود سال 1382  زمانیکه به عنوان رئیس آموزش و پرورش مشغول به خدمت بودم در جلسه هسته مشاوره اداره آموزش و پرورش که هر از چند گاهی به منظور رسیدگی به مشکل دانش آموزان تشکیل می گردید نامه ای از مشاور یکی از دبیرستانها دریافت کردیم که یکی از دانش آموزان دختر به مشاور داده بود.این دانش آموز در نامه خود نوشته بود که شرایط خانوادگی آنقدر برای وی مشکل گردیده که بارها به فکر خودکشی افتاده اما به دلیل ترس از خودکشی تصمیم گرفته فرد دیگری را بکشد تا او را به زندان ببرند زیرا تصورش این بود که شرایط زندان از شرایط خانه برایش بهتر است. این نامه همه ما را تکان داد به گونه ایکه بعد از مشورت با دبیر هسته مشاوره (آقای مرتضی دهقان ) و مسئول امور تربیتی وقت (آقای جعفر رضا زاده) قرار شد هر طور که شده فکری به حال این دانش آموز و دانش آموزان مشابه وی برداریم. از اینجا بود که با اختصاص یک مدرسه با ساختمان چهار اتاقه که به تازگی تعطیل شده بود جهت اسکان آنها و تهیه امکانات لازم جهت تحصیل این قبیل دانش آموزان سنگ بنای این موسسه خیریه گذاشته شد. از  حدود ده سال پیش که این موسسه تاسیس گردیده به طور متوسط 30 نفر دانش آموز در این محل اسکان داشته و پس از فارغ التحصیلی از دوره دبیرستان همچنان برای ادامه تحصیل و ازدواج تحت حمایت بوده اند.این موسسه در حال حاضر با داشتن ساختمانی مجهز به آشپز خانه، سالن مطالعه، سرایداری و سرویس دهی مناسب در سطح استان منحصر به فرد می باشد و تاکنون پذیرای دانش آموزانی از سراسر استان از جمله منوجان، سیرجان، زرند و ... بوده است .هم اکنون این موسسه برای مردم شریف شهربابک و با پشتیبانی مالی و تدارکاتی آنان کاملاً شناخته شده است و بسیاری از خیرین  حتی به طور ناشناس اقدام به کمک مینمایند به گونه ایکه موسسه علاوه بر پرداخت تمام هزینه های تحصیلی، تهیه جهیزیه این دختران را نیز بر عهده دارد. این یکی ازتجربیات کاری من و همکارانم بود و به درستی ثابت شد که خواستن، توانستن است. در پایان، شاید قدر نشناسی باشد اگر از زحمات بی شائبه آقای رضا زاده که مسئولیت اصلی این کار را بر عهده داشتند و دارند و همکاران وی از جمله مدیر و کارکنان سخت کوش این موسسه تشکر نکنم. بنابر این از همه این بزرگواران تشکر نموده و آرزوی سلامتی آنان را جهت توفیق خدمت رسانی بیش از پیش به هموطنانم دارم.